تبليغاتX
ســیب سـرخ حـامی ولایــت

ســیب سـرخ حـامی ولایــت

درباره طمع های سيري ناپذير اربابان قدرت خیالی، یک بیماری خاص و دینی

بزرگ مرد تاريخ

BAHRAIN
 
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


بسیج ۸ دانشگاه تهران:حقوق‌ مادام‌العمر نقطه سیاه دیگری در مجلس هشتم است

لكه ننگ اشرافيت بر دامان مجلس هشتم

دانشجویان عضور بسیج دانشجویی ۸ دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای تصویب حقوق مادام‌العمر برای نمایندگان مجلس را مصوبه‌ای از جنس وقف اموال دانشگاه آزاد و تأخیر در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان دانستند.

به گزارش فارس، دانشجویان عضو بسیج دانشجویی ۸ دانشگاه تهران با صدور نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی لاریجانی نسبت به تصویب قانونی مبنی بر مادام‌العمر شدن حقوق نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعتراض کرده و این مصوبه را لکه سیاه دیگری در کارنامه مجلس از جنس وقف اموال دانشگاه آزاد و تأخیر در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان دانستند.
 
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
 
باسمه تعالی
جناب آقای دکتر لاریجانی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
 
« خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می‌کنند، زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و در خواسته هایشان پافشارتر و در عطا و بخشش ها کم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دیرعذرپذیرتر و در برابر مشکلات کم استقامت تر می باشند» 
بخشی از نامه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر
 
جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب که به رهبری حضرت امام(ره) شکل گرفت تا به امروز که سکان داریش را رهبری فرزانه انقلاب امام خامنه ای بر عهده دارند با حوادث گوناگونی روبرو بوده است. حوادثی که در تمامی آن‌ها دست شیطان مشهود است. شیطان و هم پیمانانش از خارج و دست نشانده هایشان از داخل، کشور اسلامیمان را در تنگنا قرار می دادند تا بلکه خط مقدم جبهه مقاوم در برابر مکتب لیبرال دموکراسی مد نظر آمریکا که آن را پایانی بر مکاتب تاریخ می‌دانند، به خاک بیفکنند.
لیکن والله خیر الماکرین.
 
امروز هم که شاهدیم الگوی انقلاب ما و دستاوردهای آن، ملل خفته جهان اسلام را بیدار ساخته تا بلکه به خود آیند و دست استکبار و استعمار را در عقب ماندگی‌هایشان ببینند و بر آن بشورند و به اصل خود بازگردند و آموزه‌های اسلام ناب محمدی(ص) که یقیناً یگانه راه سعادت جامعه بشریست را بر کشورشان حاکم کنند و زمینه ساز حاکمیت جهانی اسلام  گردیده و ملل خود را از سلطه زورمندان و زرورزانی که اندکند ولی حاکم، خارج سازند.
 
قطعا انقلاب اسلامی با این پشتوانه‌ها و سرمایه‌های عظیم مردمی و تجربی و ...، تحت فشارهای خارجی از پا در نخواهد آمد اما آنچه که امروز ما را بواسطه تهدید این انقلاب می‌هراساند، یقیناً چیزی جز بی تقوایی و بی بصیرتی پاره‌ای از بظاهر دوستان، در بدنه نظام نیست.
 
در بحبوحه بیداری عظیمی که به قلب اروپا رسیده، شاهدیم که عده‌ای در بدنه حاکمیت، ملت عزیز ایران را خفته پنداشتند و به استفساریه‌ای پاسخ مثبت دادند که قلم از نگارشش شرم دارد. شرم دارد از این که قانونی در جامعه اسلامی و در شب عید غدیر تصویب می‌شود که کوچکترین شباهتی با مکتب امیر المومنین(ع) ندارد. لیکن صلاح را در آن دیدیم که بغض در گلو مانده‌مان را آزاد کنیم تا بلکه فریاد تظلممان را گوش‌هایی شنوا بشنوند و بدانند که هستند فرزندانی از این ملت که در این راه از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد.
 
نمایندگان مجلس شورای اسلامی که شما مسئولیت ریاست آن را بر عهده دارید با رأی مثبت به یک استفساریه درباره تبصره 3 از ماده 71 قانون خدمات کشوری، برای اهالی سیاست که 2 سال در رده هایی مشخص از بدنه سیاسی نظام، شاغل بودند این حق را قائل شدند که در صورت تنزل رتبه و حقوق پس از 2 سال خدمتشان در آن رده بالا، 80% حقوق پست سابقشان را در پست جدیدشان دریافت کنند.
 
سوال ما از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و جنابعالی به عنوان رئیس قوه مقننه این است که آیا برای خدمت به ملت، پا در عرصه گذاشته‌اید یا اینکه برای تضمین تأمین معیشتتان در آینده‌ای که شاید نتوانید با رأی ملت مجدداً بر این کرسی تکیه زنید، در این عرصه وارد شدید؟ سوالمان از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و علی الخصوص از 122 نماینده‌ای که به این استفساریه پاسخ مثبت دادند این است که آیا توانستید با مصوباتتان در زمینه اشتغال‌زایی برای جوانانی که آینده سازان نظامند، کاری انجام دهید؟ آیا طرح نظارت بر خودتان را پس از یک سال و پنج ماه و دو بار تأکید مقام معظم رهبری (حفظه الله) بر تصویب آن آنگونه که شایسته بود مصوب نمودید یا اینکه مصوبه‌ای را به تصویب رساندید که شاید بتوان آن را طرح مصونیت از نظارت نمایندگان نام نهاد؟ آیا تصویب چنین قوانینی خلاف خواست حضرت امام(ره) و خلاف فرمایشات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، مبنی بر ساده زیستی مسئولین و این که مسئولین از سطح متوسط جامعه فراتر نروند، نیست؟
 
مگر نه اینکه ساده زیستی مسئولین، از توصیه های موکد اسلام است و چه در سیره پیامبر و چه در دوران خلافت امیرالمومنین(ع)، اهمیت زیادی به این موضوع داده می‌شد؟ آیا حق نداریم پس از تصویب این قانون به این موضوع فکر کنیم که شاید اغلب نمایندگان ما برای تأمین رفاهشان، به دنبال دست‌یابی به این پست بودند؟آیا چیزی جز اینست که با تصویب این قانون، سیاسیون ما، رفاهی مادام العمر را در هر پست و جایگاهی که باشند برای خود تضمین نمودند که اگر چنین نیست پاسخی شفاف بر آن دهید تا اذهان مردم شهید پرور ما که به تعبیر امام خامنه‌ای صاحبان اصلی انقلابند، روشن شود. آیا برای سالی که حضرت آقا آن را سال جهاد اقتصادی نامیدند، کاری انجام دادید یا جهادی را در عرصه تأمین معیشتتان، به راه انداختید؟
 
آن چه که مشهود است و همگان بر آن واقف، این است که تصویب چنین قوانین جنجالی‌ای، به این زمان و این قانون خلاصه نمی‌شود. چرا که سابق بر این شاهد تصویب قوانینی از این دست نیز بودیم. هیچ کس طرح تصویب دانشجوی پولی را از یاد نخواهد برد. هیچ کس تصویب وقف اموال دانشگاه آزاد را که مخالف فرامین صریح رهبری بوده، از یاد نخواهد برد و هیچ کس نیز این ننگ تازه را از ذهنش پاک نخواهد کرد.
 
ما، زمینه انحراف را در این قانون و تصویب کنندگان آن مشاهده نموده و بر خود لازم دانسته تا در این عرصه وارد شده و اعلام کنیم که به فرمان اماممان و با توصیه‌های رهبرمان، بر خود واجب می‌دانیم تا در صورت مشاهده انحرافی، سرسختانه در مقابل آن بایستیم و از نشر آن جلوگیری به عمل آوریم و در این راه پا پس نمی‌کشیم و تا زمان بازپس گیری این قانون، عقب نمی‌نشینیم و از همین جا اعلام می‌کنیم که در صورت عدم باز پس‌گیری این طرح بی باکانه کار را به تجمعی دانشجویی علیه بی‌عدالتی می‌کشانیم کما اینکه سابق بر این نیز شاهد چنین اقداماتی بودید و این را هشداری برادرانه بپندارید.
 
نمایندگان مجلس بدانند که در صورت بازپس گیری این طرح و رد تصویب آن، شاید حقی از بیت‌المال بر گردنشان نماند و در این باب در دادگاه عدل الهی مواخذه نشوند، لیکن نمی‌توانند این لکه ننگ را از دامانشان پاک کنند و مردم درباره ایشان قضاوت خواهند کرد. باشد که به خود آیند و از محضر امت شهید پرور ایران و امامشان به خاطر تصویب چنین قانونی، عذر خواهی کنند و در پیشگاه الهی طلب استغفار نمایند.
 
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

بسیج دانشجویی دانشگاه‌ امام صادق(ع)
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ صنعتی شریف
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ تهران و علوم پزشکی تهران
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ علم و صنعت
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ خواجه نصیر
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ امیرکبیر
بسیج دانشجویی دانشگاه‌ شهید بهشتی(ره)
بسیج دانشجویی دانشگاه‌  علامه طباطبایی(ره)
 

داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390  توسط امیر علی 



موضوع: سیاسی

امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که در صدد نجات یک دختر جوان از دست اراذل و اوباش در خیابان شریعتی تهران برآمده بود،


نمي دانم! شايد اين روزها زمان خوبي براي اين حرف ها نباشد، آخر ما عادت كرده ايم كه فقط در تابستان نگران حجاب و عفاف باشيم؛ عادت كرده ايم كه پاييز فصل نوشتن از مدرسه و سال تحصيلي است و البته اين ايام عادت كرده ايم كه فقط از اقتصاد و اختلاس بنويسيم اما شايد بد نباشد تا گاهي چرتمان را با شنيدن اين قصه ها پاره كنيمقصه ای که با آن سال هاست درد مي كشيم؛ دردي به نام رهايي(!) كه بايد از جانب مردم مومن و مذهبي تحمل شود.

 

 

نمي دانم! شايد اين روزها زمان خوبي براي اين حرف ها نباشد، آخر ما عادت كرده ايم كه فقط در تابستان نگران حجاب و عفاف باشيم؛ عادت كرده ايم كه پاييز فصل نوشتن از مدرسه و سال تحصيلي است و البته اين ايام عادت كرده ايم كه فقط از اقتصاد و اختلاس بنويسيم اما شايد بد نباشد تا گاهي چرتمان را با شنيدن اين قصه ها پاره كنيم:
پيرمرد فيلسوف با آن هيكل تكيده و موهاي سفيدش به روي سن رفت، از پشت شيشه هاي ضخيم عينكش نگاهي به جمعيت كه گوش تا گوش در سالن نشسته بودند انداخت و گفت: «سنت زدايي[دين زدايي] با دردهايي همراه است كه من از آنها به عنوان دردهاي رهايي نام مي برم...[دردهايي] كه بايد از سوي دينداران و باورمندان به سنت، تحمل شود.» هابرماس آن روز در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و زبان فارسي دانشگاه تهران صادقانه از دين زدايي سخن مي گفت و ما چقدر بي خيال بوديم كه حرف هايش را جدي نمي گرفتيم. حالا سال هاست درد مي كشيم؛ دردي به نام رهايي(!) كه بايد از جانب مردم مومن و مذهبي تحمل شود.
درد دل:
يك سال بعد از آن كه هابرماس به ايران آمد اتفاق ديگري در تالار بزرگ شهر اسلو افتاد. از ميان چندين نامزد سرشناس جايزه صلح نوبل، جايزه به زني رسيد به نام شيرين عبادي. مردم جهان كه تا آن زمان شناخت شان از شيرين عبادي به اندازه سياه چاله هاي فضايي هم نبود، حال با اسم و رسم كسي آشنا شدند كه تا چند سال بعد برخي خيابان ها و ميادين شهرشان به نام او شد و بسياري از ماليات هاي شان در قالب جايزه هاي حقوق بشر به جيب او ريخته شد اما تا اينجا زياد عجيب نيست. مردم مومن و مسلمان وقتي درد كشيدند كه مسئولين برگزاري مراسم در اطلاعيه هاي رسمي و غيررسمي، در مصاحبه ها و گفت وگوها، و در تمام مدت اجراي مراسم نوبل، با اصرار و سماجتي خاص، عبادي را به عنوان يك «زن مسلمان» معرفي كردند. كسي كه بدون هيچ نشاني از حجاب اسلامي در مراسم حاضر شد، با مسئولين برگزاري جايزه، دست داد و مصافحه كرد و در آخر وقتي اين درد به عمق جان مردم ديندار و مذهبي جهان رسيد كه فهميدند او حامي همجنس بازان نيز هست. عبادي نطق خود را قرائت كرد: «به عنوان يك «زن مسلمان» از دريافت اين جايزه خوشحالم.» و تمام كساني كه دل در گرو خدا و دين داشتند از اين درد به خود پيچيدند، دردي كه هابرماس آن را درد رهايي خواند و براي دين زدايي لازم مي دانست.
باز هم درد دل:
هنوز چند سالي از آن ماجرا نگذشته بود كه اتفاق ديگري افتاد، درست از همان جنس و با همان نشاني. اين بار سينماي هاليوود صاحب بازيگراني ايراني شد؛ بازيگراني كه اولين و آخرين بازي عمرشان را در هاليوود انجام دادند، هرچند سهم آنان از اين سينما كمتر از 12دقيقه در يك فيلم 90 دقيقه اي بود اما همين مقدار و جلسات حاشيه اي آن كافي بود تا تمام بوق هاي خبري، چهره زناني را به تصوير بكشند كه هيچ نشانه اي از حجاب و آداب اسلامي نداشتند اما به عنوان «زن مسلمان» معرفي مي شدند. مردم ديندار و مؤمن ايران اسلامي همچنان درد مي كشيدند و وقتي اين درد شدت گرفت كه يكي از همين بازيگران با سلام و صلوات به ايران بازگشت، در رسانه ملي به عنوان زني مؤمن و محجبه در نقشي تلويزيوني ظاهر شد و در جشنواره فيلم فجر نيز حضور يافت. انگار علاجي براي دردهايمان نبود يا بهتر بگويم اصلا كسي براي مداوا نبود!
درد دلي ديگر:
شبكه تلويزيون دولتي آمريكا npr برنامه اي ويژه براي مسلمانان تدارك ديد. برنامه اي دردآور كه در مقابل چشمان هزاران مسلمان در اقصي نقاط جهان قرار گرفت. آنها طي اين برنامه 12زن مسلمان را در مقابل دوربين ايالات متحده نشاندند و از آنها خواستند تا پيش چشم تمام بينندگان، حجاب خود را از سر بردارند. npr در توصيف اين برنامه و اين زنان با خطي درشت نوشت: ««زنان مسلمان» از انتخاب خود براي طرد حجاب مي گويند؛ بسياري از آنان فقط هنگام نماز روسري مي پوشند.» باز هم همان درد هميشگي يعني الگوسازي از «زن مسلمان» مطابق با معيارهاي غرب.
آخرين درد دل:
آخرين درد دل را با مسئولين محترم مي كنم؛ با آنها كه چشم هايشان را بستند، با آنها كه گفتند اعتقادي به تهاجم فرهنگي ندارند اما خوب مي دانند: ما درد مي كشيم! سالهاست كه درد مي كشيم و دل خوش كرده ايم به برنامه ريزي هاي فرهنگي نداشته مان! دل خوش كرده ايم به سازمانهاي عريض و طويل فرهنگي كه فقط تعدادشان زياد مي شود! اما حالا ديگر كارد به استخوان رسيده؛ آقايان محترم! بزرگان فرهنگ و فرهنگ سازي كشور! آقايان مجلسي ها و شوراهاي فرهنگي! عزيزاني كه تنها در فصل گيلاس و گوجه سبز به ياد حجاب و عفاف مي افتيد! اينجا ايران، در تمام طول سال، وضعيت حجاب قابل قبول نيست!
اين روزها بيشتر به ياد فرانتس فانون مي افتم؛ نويسنده الجزايري كه در كتابش نوشت:
«اولين اقدام ضد فرهنگي كه فرانسه در الجزاير صورت داد، تلاش براي از بين بردن حجاب بود و در اين كار موفق شد؛ و هر چه بدن زن الجزايري را بيشتر عريان كرد، چنگال استعمارگر، بيشتر به حلقوم الجزايري فرو رفت... هر چادري كه دور انداخته شود افق جديدي كه بر استعمارگر ممنوع بوده در برابر او مي گشايد و بدن الجزايري را كه عريان شده است تماما به او نشان مي دهد و پس از ديدن هر چهره بي حجاب اميدهاي حمله ور شدن اشغالگر ده برابر مي شود... [اشغالگران مي دانستند] اگر بخواهيم به تار و پود بافته جامعه الجزاير هجوم بريم و استعداد و مقاومت او را معدوم سازيم بايد بدوا زن ها را تحت تسلط قرار دهيم.»
راستي! پيرمرد فيلسوف قصه ما در سفرش به ايران خاطره ديگري هم داشت؛ خاطره اي كه شايد ريشه اين خيانت فرهنگي را براي ما بيشتر روشن كند؛ هابرماس مي گفت:
«خانمي كه راهنماي ميهمانان بود و مرا در ديدار از تخت جمشيد همراهي مي كرد [...] اطمينان كامل داشت كه پس از اولين انتخاب خاتمي خيلي چيزها در زمينه «مسائل فرهنگي» (آزادي هاي فردي) تغيير يافته است. براي تائيد اين مطلب او روسري خود را نشان داد. روسري او به اندازه يك كف دست، عقب تر رفته بود.»

منبع: کیهان


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390  توسط امیر علی 



گزارش تكان دهنده از پشت صحنه سينما

چه كسي پاسخگوي اين جنايت هولناك است ؟!

اين روزها خبر دعوت از «آنجلينا جولي» و مسائل حاشيه اي آن نقل برخي از محافل و رسانه هاست يكي تكذيب مي كند و ديگري تأييد. يكي دم از ضرورت ارتقا و اعتلاي سينماي ملي با دعوت از اين هنرپيشه معلوم الحال مي زند! و ديگري جامعه هنري ما را پر از آنجليناجولي و نسخه هاي بالاتر از آن مي داند كه قابل صادر كردن به كشورهاي ديگر هم هستند و شاهد مثال هم مي آورد. اما در همين هياهو و صرفنظر از اظهارات متفاوت و بعضا متناقض افراد، نگاهي واقع بينانه، حقايق تلخي را آشكار مي كند. حقايقي كه از شدت زشتي و هولناكي نمي توان دامن رسانه را به بيان آنها آلود. اما فقط به عنوان يك نمونه و بصورت كاملا محدود، به يكي از آخرين فجايعي كه در اثر بها دادن و الگوسازي از برخي هنرمندان بي هنر كه هنري به جز ابتذال و نكبت و پلشتي ندارند، اشاره مي شود تا امكان قضاوت بهتري براي مردم فراهم گردد. هر چند به نظر مي رسد جامعه به حد كافي از برخي از اين قشر هنرنمايان فاسد كه آبروي جامعه هنري را به يغما برده اند شناخت دارد.
در اسفند ماه 89، «...» دختر جواني كه قريحه نوشتن داشت با راهنمايي يكي از دوستانش و به منظور نوشتن زندگي نامه يكي از بازيگران معروف تلويزيون و سينما، پا به عرصه اي خطرناك مي گذارد. اولين ديدار وي با آقاي «ر» در سعادت آباد و سر صحنه فيلمبرداري يك سريال تلويزيوني است. آقاي «ر» از پيشنهاد وي استقبال مي كند و توسط فردي به نام «م-ب» كه ظاهرا مدير برنامه ها و در اصل دلال و كار چاق كن مفاسد اخلاقي وي است، ترتيب ملاقات هاي بعدي داده مي شود. ديدارهاي بعدي البته نه در صحنه فيلمبرداري كه در دفتر كار آقاي «ر» به اصطلاح هنرمند در پشت درهاي بسته است. چيزي نمي گذرد كه هنرپيشه معروف پس از مدتي نقش بازي كردن، چهره پنهان و پليد خود را نشان مي دهد و به دختر پيشنهاد ارتباط در مقابل نگارش زندگي نامه اش و حتي ايفاي نقش هنري را مي دهد! بقيه ماجرا گفتني نيست هر چند كه به سادگي مي توان آن را حدس زد. اندكي بعد خانواده دختري كه هستي خود را از كف داده، از اين واقعه هولناك باخبر مي شوند. آقاي هنرمند و كارچاق كن او «م-ب» ترفندها و نقشه هاي زيادي به كار مي برند تا خانواده دختر اقدامي نكنند از تطميع تا تهديد و حتي با اجراي نمايش خواستگاري «م-ب» از «...»! اما اين ها هيچكدام به نتيجه نمي رسد. حتي «م-ب» براي اينكه حربه شكايت و پيگيري را از دست خانواده دختر خارج كند، در اقدامي شوم و غيرقابل باور، به «...» پيشنهاد مي دهد كه با افراد ديگري رابطه برقرار كند تا با معرفي دختر به عنوان هرزه، آقاي «ر» را از تعقيب مصون و يا بار مجازاتش را سبك كند! «...» كه تازه به ماهيت شيطاني و كثيف اين هنرمند و عواملش پي برده تصميم به شكايت مي گيرد. وي باخبر مي شود كه آقاي هنرمند! قبلا 2 بار به جرم حمل مقدار قابل توجهي موادمخدر دستگير شده اما هر بار با جريمه هايي كمتر از دويست هزار تومان آزاد شده است! «...» كه دختري جوان است و خام و ناپخته و كم صبر و همه چيزش را از دست داده است و پيش خانواده نيز آبرويي ندارد، وقتي مي بيند آقاي «ر» هم از او سوءاستفاده كرده و هم درصدد تبديل كردن وي به يك كالاي جنسي و يك هرزه خياباني است طاقتش را از كف مي دهد چند بار اقدام به خودكشي و فرار مي كند اما هر بار به نحوي معجزه آسا نجات پيدا مي كند. درنهايت صبح يكي از روزهاي سرد پاييز 90 وقتي احساس مي كند ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد، در نهايت استيصال و نااميدي از احقاق حق خود به شكلي دردناك به زندگي اش خاتمه مي دهد. اين درحالي است كه آقاي هنرمند و مدير برنامه هايش «م-ب» در شمال كشور مشغول خوش گذراني و حضور به اصطلاح هنرمندانه! در مقابل دوربين يك اثر هنري! جديد هستند! در كارنامه سياه آقاي هنرمند اعمال ننگين و شنيع زيادي است كه قلم از نوشتن آن شرم دارد. اعمالي كه دختر 20 ساله اين ماجرا با برخي از آنها روبه رو شده بود و نام برخي از قربانيان آن را هم عنوان كرده بود افرادي مثل (ن-ح) - (س - سا)- (ع و...)- اكنون اين پرسش تلخ و بي جواب ذهن را مي آزارد كه چرا افرادي نظير اين آقاي هنرمند با اين همه سوابق ننگين و همسرش هـ (كه از مروجين اصلي شيطان پرستي در كشور بوده و در پوشش موسسه اي به اصطلاح فرهنگي جمع زيادي از دختران و پسران اين مرزوبوم را منحرف و بي حيثيت كرده) هنوز آزادانه به زندگي عادي خود مشغولند درحالي كه خانواده «...» دختر 20 ساله (و خانواده هاي ديگري مشابه او) در عزاي فرزندانشان مي سوزند و از ترس آبرويشان دم نمي زنند؟! حالا بار ديگر مي توان به بخش اول اين نوشتار بازگشت! با وجود چنين افرادي- كه آبروي جامعه هنري را برده اند- نيازي به دعوت از هنرپيشه فاسدي مثل «آنجلينا جولي» احساس مي شود!؟
¤ مشخصات كامل دختر متوفي و هويت و سابقه هنرپيشه مورد اشاره همراه با اسناد مربوطه براي پيگيري مراجع قضايي و مراكز ذي صلاح محفوظ است ضمن آن كه در اين خصوص قبل خودكشي دختر ياد شده شكايت از جانب وي و خانواده اش در يكي از شعب دادگاه مطرح شده بود.

منبع: کیهان


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390  توسط امیر علی 



ابوبکرالفرجاني عضو شوراي محلي شهر سرت به دنبال آزاد سازي اين شهر به دست انقلابيون و دستگيري معمر قذافي ديکتاتور سابق ليبي و مرگ وي به دليل شدت جراحات وارده از نحوه لو رفتن و مشخص شدن مکان وي خبر داد

 به گزارش پنجشنبه پايگاه اطلاع رساني شبکه خبري العالم عضو شوراي محلي شهر سرت (زادگاه قذافي) گفت: قذافي پس از رصد مکالمه اي ميان او با السنوسي رئيس دستگاه اطلاعاتي حکومت قذافي درباره امکان خروج وي از شهر سرت مخفيگاه وي لو رفت

منابع لیبیایی ابتدا اخباری از زخمی شدن شدید قذافی منتشر کردند و ساعاتی پس از آن اعلام شده که وی به دلیل شدت جراحات وارده کشته شده است.

منابعا انقلابی لیبی همچنین گزارش کردند که السنوسي نيز در سرت کشته شده است.

 انقلابيون با کشف دو جنازه اعلام کرده اند که يکي از اين جنازه ها متعلق به خميس پسر قذافي و ديگري متعلق به عبدالله السنوسي است.
برخی منابع لیبی  پیش از این اعلام کرده اند که سيف الاسلام، محمدو سعدي ديگر پسران قذافي در روزهاي گذشته  دستگیر شده اند.

فیلمها در ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390  توسط امیر علی 



1- خبرها بيان گر آن است كه جنجال اخير از يك برنامه ريزي- به زعم آمريكايي ها- جامع برخاسته است. برنامه اي كه با مشاركت مقامات ارشد چند كشوراروپايي و مقامات ارشد چند كشور منطقه اي تنظيم شده است اساس اين برنامه اعمال فشار شديد به ايران براي بازگشت از مسير خود مي باشد. اين خود چند نكته را به ما يادآوري مي كند: اولا نشان مي دهد كه آمريكا و هم پيمانانش شرايط را بسيار خطرناك ارزيابي كرده و زمان را در حال از دست رفتن مي دانند ظاهرا اين جمعبندي را همه آنان قبول كرده اند و براي همراهي با آمريكا تعهد سپرده اند وگرنه چگونه است كه فرد مورد اتهام- منصور ارباب سيار -29سپتامبر دستگير شده و - براساس گزارش سايت فارسي بي بي سي- 11 روز بدون بازجويي و محاكمه در اختيار FBI بوده و 11اكتبر به يكباره مقامات مختلف سياسي، قضايي، اقتصادي و امنيتي آمريكا، اروپا، اتحاديه عرب و كشور عربستان به ميدان مي آيند و همه يك حرف را تكرار مي كنند: «ترديدي در دخالت ايران در اين ماجرا ندارند و همه بر لزوم مجازات شديد ايران تاكيد مي كنند.» ثانياً همداستاني موجود در اين ماجرا حكايت گر آن است كه اين ها از امكان مديريت تحولات خاورميانه و شمال آفريقا- عليرغم ميلياردها دلار خرج و اعزام پي در پي هيات هاي ديپلماتيك و به ميدان آوردن انواع طرح ها- مايوس شده و تنها راه را ايجاد مانع بر سر راه منبع پمپاژكننده انرژي با اين جنبش ها مي دانند. ثالثا روي آوردن آمريكا به اتهام تروريزم عليه ايران نشان مي دهد كه اين كشور از اثرگذاري بر جامعه بين المللي مايوس شده و موضوعي را در دستور كار قرار داده كه فقط تعدادي از كشورها از آن حمايت مي كنند در واقع اتهام جديد آمريكا از اين بعد فشار عليه ايران را از فشار جهاني به «فشار گروهي» تبديل مي كند اين البته به ميزاني كه براي آمريكا كار را آسان تر مي كند به همان ميزان نيز تصميمات آن را شكننده مي كنند.
2- اتهام ترور به ايران در شرايطي انجام شده كه - براساس اعترافات و اسناد- آمريكا و دو هم پيمان منطقه اي اش، عربستان و رژيم صهيونيستي طي 20 ماه گذشته موجي از ترور عليه شخصيت ها و كشورهاي مقاومت به راه انداخته اند. ترورهاي اجرا شده عليه عماد مغنيه، المبحوح، علي محمدي، شهرياري، عباسي، رضايي نژاد، رباني، حسون و مهندالمعمار چهره هاي برجسته مقاومت در لبنان، فلسطين، ايران، افغانستان و عراق همه در يك طراحي دولتي و با هماهنگي آمريكا، انگليس، فرانسه، آلمان، رژيم صهيونيستي و عربستان صورت گرفته اند با اين وصف چه جاي آن وجود دارد كه اين كشورها در يك جنجال بزرگ تبليغاتي، ايران را متهم مي كنند كه در صدد برآمده تا يك سفير را از طريق يك گروه مافيايي به قتل برساند و دريك سفارتخانه بمب گذاري كند. اين جنجال يك دليل عمده و قابل تامل دارد و آن راه اندازي زنجيره بزرگي از ترور رهبران مقاومت در سطح منطقه است كما اين كه نزديكي ترور پرفسوربرهان الدين رباني- 29 شهريور- با ترور عليه مفتي اعظم سوريه- 10 مهر- كه منجر به شهادت فرزند او شد و ترور عليه آيت الله سيستاني در عراق كه منجر به شهادت يكي از اعضاي دفتر او در كربلا شد، از چنين چيزي حكايت مي كند. از لابلاي مواضع مقامات آمريكايي نيز اين نتيجه به دست مي آيد، اين نكته اي است كه بايد مورد توجه رهبران مقاومت در سطح منطقه باشد اما آمريكايي ها مي خواهند از اين طريق رهبران مقاومت را به محافظه كاري و دور شدن از اجتماعات وادار نمايند.
3- آمريكا، اروپا و عربستان احساس مي كنند تحولات يمن و بحرين در آينده نزديك به سقوط رژيم هاي موجود و روي كار آمدن نظام هاي مخالف آنان منجر مي شود. وقوع دو اتفاق بنيادي در شمال و جنوب عربستان تاثير جدي بر عربستان گذاشته و موقعيت كنوني سعودي ها و به تبع آن موقعيت كنوني آمريكا در شبه جزيره را دگرگون مي كند. آنان مي دانند كه اين تحول در نهايت ايران مردم دوست را در شبه جزيره جايگزين آمريكاي جنايتكار و رژيم دست نشانده سعودي مي كند و اين اتفاقي است كه براساس قرائن موجود در زماني كمتر از 5 سال اتفاق مي افتد و اين عامل به تنهايي ايران را قدرت اول در سطح آسياي جنوب غربي و شمالي آفريقا مي كند. آمريكا گمان مي كند چنين تصويري نه تنها براي اروپا، آمريكا و رژيم هاي وابسته عرب نامطلوب است بلكه كشورهاي ديگري را هم كه با آمريكا هماهنگ نيستند به وحشت مي اندازد و از اين رو با يك جنجال سياسي مي تواند اتحاد منسجم تر و عملياتي تري را عليه ايران به وجود آورد . بر اين اساس نماينده آمريكا در سازمان ملل از عزيمت هياتي به روسيه براي همراه كردن مقامات اين كشور خبر مي دهد. البته آنان مي دانند كه روسيه و چين هم جايگاهي در تحولات اين منطقه ندارند و طبعا نمي توانند رژيم هاي يمن و بحرين را از سقوط نجات دهند ولي تصور مي كنند همراهي آنان مي تواند ايران را در شرايط دشوارتري قرار دهد. اما در مورد اينكه روس ها و چيني ها با اين طرح همراه شوند، ترديدهاي جدي وجود دارد كما اينكه تاكنون علامتي از موافقت آنان با اعمال فشار شديدتر عليه ايران ديده نشده است.
4- آمريكايي ها از مراسم حج امسال وحشت زيادي دارند چرا كه سقوط رژيم هاي مبارك، بن علي و قذافي و قرار داشتن رژيم هاي يمن و بحرين در آستانه فروپاشي، روحيه جديد مبتني بر اعمال فشار سنگين بر بقيه رژيم هاي وابسته به آمريكا در كشورهاي اسلامي كه هنوز با خشم فراگير و موثر مردمي مواجه نشده اند، وضعيت خاصي را پديد مي آورد و همه منطقه را در دايره اي از اعتراض به رژيم هاي مستبد وابسته به آمريكا قرار مي دهد. آمريكا با اين سناريو گمان مي كند ايران در سطح رسمي در عربستان منزوي مي شود و در سطح غيررسمي با متهم شدن به ترور از چشم مسلمانان مي افتد و ترسيم ائتلاف سنگين محور غرب عليه آن، رهبران بيداري اسلامي در سطح منطقه را از نزديك شدن به رهبران ايران برحذر مي دارد. اين در حالي است كه از قضا اين فشارها ايران را بيش از گذشته در كانون توجهات مسلمانان قرار مي دهد و رجوع به ايران را بيشتر مي كند براي اينكه بدانيم، طرح ضدايراني آمريكا در افكار عمومي مسلمانان چه اثري مي گذارد كمي صبر كنيد. فريادهاي الموت لامريكا فراگيرتر مي شود يا از دهان ها مي افتد؟
5- آمريكا عليرغم آنكه 10 سال است افغانستان را در اشغال دارند و بيش از 8 سال است كه عراق را به تصرف در آورده است، نتوانسته يك سند عليه ايران - و از جمله عليه سپاه قدس- ارائه دهد كه از توسل ايران به شيوه هاي تروريستي خبر دهد. گاهي مقامات آمريكايي در عراق و افغانستان ادعايي مطرح كرده اند ولي همزمان يا چند روز پس از آن با صراحت گفته اند هيچ سند و مدركي نداريم و فراتر از اين ها بارها حامد كرزاي و جلال طالباني روساي جمهوري افغانستان و عراق استفاده ايران از شيوه هاي تروريستي را قاطعانه رد كرده اند. واقعيت اين است كه ايران با شيوه هاي نظامي و امنيتي به مقابله با طرح هاي اشغالگري آمريكا نرفته اند بلكه هنر ايران اين بوده كه مردم اين دو كشور - و كشورهاي ديگر - را نسبت به توانايي خود آگاه كرده و ناتواني آمريكا و متحدانش در سطح بين المللي و منطقه اي را برملا كرده اند و اين يك مواجهه نرم است آمريكا در اين مواجهه حرفي براي گفتن ندارد و در نتيجه به شيوه مألوف خود يعني تروريزم متوسل شده است.
اما اين پرده نمي تواند كمكي به آمريكا بنمايد چرا كه مردم بايد تروريزم بودن ايران را باوركنند و فراموش كنند كه چه كساني با طرح خاورميانه بزرگ در صدد ترور كشورشان بوده اند و كدام كشور بوده كه منطقه را از خطر تكه تكه شدن توسط غرب حفظ كرده است.
سعدالله زارعي

منبع: کیهان


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390  توسط امیر علی 



براساس يك خبر موثق كه كيهان در جريان پي گيري ماجراي غارت 3هزارميلياردتوماني اخير به آن دست يافت، آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور سابق و از سران فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 يكي از سهامداران بانك سامان است. و آقاي سيدعلي خاتمي برادر رئيس جمهور سابق و رئيس دفتر وي در سال هاي پاياني رياست جمهوري سيدمحمدخاتمي نيز، مدير شركت سرمايه گذاري اين بانك است. بانك سامان همراه با بانك غيرقانوني و هنوز تاسيس نشده «آريا» در غارت 3هزار ميليارد توماني از سيستم بانكي كشور دست داشته كه مديرعامل آن به همين اتهام از كار بركنار شده و در انتظار محاكمه به سر مي برد.

گفتني است بيانيه اخير حزب غيرقانوني و منحل شده مشاركت در محكوميت اختلاس 3هزار ميليارد توماني با توجه به ماهيت اين حزب براي كيهان تعجب آور و غيرمنتظره بود چرا كه دست اندركاران اصلي غارتگري اخير با شماري از سردمداران حزب مشاركت هويت مشابهي دارند و عوامل اين حزب تاكنون در برخي از پرونده هاي فساد كلان اقتصادي دخيل بوده اند، بنابراين، اولين احتمال آن بود كه حزب منحله مشاركت با صدور بيانيه مورد اشاره در پي بهره گيري از ترفند «فرار به جلو» باشد. اين احتمال از آنجا قوت بيشتري گرفت كه محتواي بيانيه حزب مشاركت بيشتر از آن كه در محكوميت اختلاس و غارت بيت المال باشد، عليه تماميت نظام جمهوري اسلامي ايران تنظيم شده بود، يعني دقيقا همان خطي كه در جريان فتنه آمريكايي-اسرائيلي 88 دنبال مي كردند كه دريافت كمك هاي مالي كلان از پادشاه عربستان و برخي سران كشورهاي اروپايي، همراهي سرمايه داران بزرگي نظير جرج سوروس صهيونيست، تأمين هزينه هاي هنگفت رسانه اي غرب و اختصاص و راه اندازي چند شبكه تلويزيوني در حمايت از فتنه گران و... از جمله آنها بوده است.
پي گيري هاي بعدي از برخي روابط نه چندان پنهان ميان عوامل اصلي اختلاس با جريان فتنه حكايت مي كرد و سرانجام معلوم شد كه آقاي سيدمحمد خاتمي يكي از سهامداران بانك سامان است كه در ماجراي اختلاس اخير دست داشته است. اكنون بايد به آقاي خاتمي گفت؛ اگر دانستن را حق مردم مي دانيد- كه نشان داده ايد، نمي دانيد- با صراحت اعلام كنيد كه چند درصد از سهام بانك سامان متعلق به شماست؟! و شركت سرمايه گذاري بانك سامان كه اخوي و مدير دفتر سابق شما رياست آن را برعهده دارد، در اين ماجرا چه نقشي داشته است؟!

رابطه خانواده خاتمی و تابش با مدیر برکنار شده بانک سامان +سند

دفتر خاتمي با صدور اطلاعيه اي این خبر را تكذيب كرد

منبع: كيهان


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390  توسط امیر علی 



همه نشانه ها حكايت از آن دارند كه برهان الدين رباني، رئيس شوراي عالي صلح افغانستان و اولين رئيس جمهور اين كشور، در جريان يك توطئه و پروژه مشترك از سوي آمريكا و رژيم آل سعود به شهادت رسيده است و شهادت ايشان پيام خشم آميخته به اضطراب و نگراني آمريكا و متحدان غربي و منطقه اي آن از موفقيت بي نظير و بيرون از انتظار كنفرانس بيداري اسلامي در تهران بوده است. اين نظريه، فقط يك «گمانه» نيست، بلكه واقعيتي است كه شواهد و قرائن فراواني بر صحت آن گواهي مي دهند. برای فهمیدن این موضوع ادامه مطلب را حتما بخوانيد!


داغ کن - کلوب دات کام
Share/Bookmark
   نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390  توسط امیر علی 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
 
 
نويسندگان
Basij Nasr